خرید بک لینک

جايگاه اجتماعي زنان از دو ديدگاه حجاب :

آسيب شناسي جايگاه شغلي زنان ايراني بررسي موانع فرهنگي و قانوني مشاركت زنان علي رغم چندگانگي وظائف و تعدد نقش هاي زنان در جامعه منزلت اين نقش برابر نيست چرا كه نقش زن به عنوان همسر ، مادر ، و كدبانو در كفه تراز و سنگين تر به نظر رسيده و يا با ارج تر شمرده مي شود .

در حقيقت اگر در مورد استقلال مردان عوامل جمعيتي مثل ساختار سني جمعيت ، روند مهاجرت ، ميزان رشد جمعيت و ميزان عرضه و تقاضاي نيروي كار تعيين كننده است ، در علمي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و سياسي است .

در بين عمده موانعي كه پيرامون مشاركت زنان وجود دارد چند عاول را به اختصار مورد اشاره قرار مي دهيم.

عوامل تبليغاتي:

1- نگرش هاي سلطه جويانه نسبت به زن ، مشاغل تراز بالاي علوم مديريتي و … را در انحصار مردان درآورده است . علي رغم اينكه افزايش ميزان مشاركت و تصحيح الگوي مشاركت زنان ضمانت اجرايي نيافته است . بطوري كه زنان در جامعه امروزي الگوي جذابي از زنان مدير و مدبر در اختيار ندارند تا در پي خودسازي و كسب موفقيت هاي برتر بشتابند جداسازي زنان و مردان در محيط كاري تحت عنوان يا بهانه حفظ عفت ، پاكي و تقدس محيطي را باعث مي شود تا امكانات لاز براي افزايش سطح تخصصي و دانش حرفه اي و اجتماعي زنان به صفر برسد در حالي كه رشد فرهنگي در نظر باشد بايد با كار فرهنگي و اعمال حداقل فشار بر زنان ، محيط را پاكيزه نگاه داشت.

در طي سال هاي اخير ، تأثيرات و تبليغات گسترده اي بر نقش غير اقتصادي زنان انجام شده است . اين تبليغات با توجه به ذهنيت ها و باورهاي همسويي كه ريشه هاي عميق و ديرينه دارد ، باعث شده مسئولان و مديران تا آنجا كه مي توانند از بكارگيري زنان به تعبير سليقه اي از قوانين و مقررات خودداري ورزند . ضمناً خود زنان تحت تأثير انواع تبليغات در رفتار اجتماعي خود به شدت گرفتار وسواس و ترديد شده اند و براي حضور ، آمادگي لازم ندارند . آنها حتي نمي دانند درجه وقار و متانت زن در شرايطي كه زن و مرد بايد در محيط علمي و تخصصي آموزش ، تشريك مساعي كنند ، چگونه ارزيابي مي شود و اين باعث مي شود كه زنان غالباً در محافل علمي ، آموزشي شغلي ساكت نشسته و از ترس خدشه دار شدن متانت و وقار در بحث ها مشاركت نكنند و تابع بي چون و چراي سليقه ها و عقايد مردانه باشند .

حجاب :

از ديرباز زنان ايراني از لحاظ نوع لباس ، پوشش كامل و اراسته اي داشته اند . تصوير لوح ها و كتيبه هايي كه از زمان هخامنشيان ، اشكانيان و ساسانيان بر جاي مانده است ، لباس زنان و مردان پوشيده و نسبت به يكديگر يكسان بوده است .لباس آنها گشاد و بلند و آستين دار و پايين لباس بعضي از خانم ها چين دار بوده است . زنان و مردان داراي شلوار بوده اند . خانم ها از پوششي مانند روسري بهره مي جسته ا ند . پس پوشيدگي زنان و مردان ايراني به گسترش اسلام در ايران بستگي نداشته و به گذشته هاي كهن ما بر مي گردد .

حد پوشش از نظر برخي مراجع :

قرآن آيه 31 ، 30 سوره نور به مردان مومن بگو : ديدگان فرو بخوابانند . دامن ها حفظ كنند اين براي شما پاكيزه تر است .

خدا به آنچه مي كنيد آگاه است . به زنان مومنه بگو : ديدگان فرو خوابانند و دامن هاي خويش را حفظ كنند و زيور خويش را آشكار نكنند مگر آنچه پيداست . سر پوش هاي خويش را بر گريبان بزنند زيور خويش را آشكار نكنند مگر براي شوهران يا پدران يا پدر شوهران يا پسران يا پسر شوهران يا برادران يا بردادرزادگان يا خواهر زادگان يا زنان يا پدرشوهران يا برادران يا بردارزادگان يا خواهرزادگان يا زنان يا مملوكاتشان يا مردان طفيلي كه حاجت به زن ندارند . پاي بر زمين نكوبند كه زيورهاي مخفي شان دانسته شود .

امام خميني پوشش تمام بدن بحز وجه و كفين براي زنان واجب است .

آيت صانعي ( مسأله 2437 ) زن بايد بدن و موي خود را از مرد نامحرم بپوشاند .

كيفيت پوشش :

زنان عرب معمولاً پيراهن هايي مي پوشيدند كه گريبانهايشان باز بود . دور گردن و سينه را نمي پوشانيد و روسري هايي كه روي سر خود مي انداختند ، از پشت سر مي آويختند قهراً گوش ها و گوشواره ها و جلو سينه و گردن نمايان مي شد . اين آيه دستور مي دهد كه بايد قسمت آويخته همان روسري ها را از اطراف روي سينه و گريبان خود بيفكنند تا اين قسمت را بپوشاند .

ابن عباس در تفسير اين جمله گفته است : زنان مو و سينه و دور گردن و زير گلوي خود را بپوشانند .

در تفسير كافي نيز به اين جمله اشاره شده است .

كشورهاي عربي به علت اينكه در نواحي گرمسيري زمين واقع شده اند استفاده از رنگ سفيد در آنها شايع است اما ايران سرزمين چهار فصلي بوده كه هر فصل سال آن لباس متناسب خود را مي طلبد .

نوع فرهنگ و سنت بومي ايران نيز با ساير اقوام متفاوت بوده است و در نتيجه لباس اين قوم نيز با ساير اقوام فرق داشته است .

همان طور كه گفتيم لباس ايرانيان گشاد و بلند و متناسب با بافت جغرافيايي و زندگي آن زمان بهترين پوشش بوده است . ولي امروزه شهرها و كشورهايي كه خود را با زندگي ماشيني همسان ساخته اند . لباسشان نيز تغيير كرده است و متناسب با نيازهاي امروزي بشري شده است . ( اگر جامعه خود را در نظر بگيريم ديگر مردان همگي عبا نمي پوشند . ولي در اين ميان لباس زنان ايراني بر سر چند راهي گرفتار مانده است . بالاخره مردم نمي دانند كدام يك ارزش و كدام يك ضد ارزش است نمي دانند به چه رنگي لباس بپوشند يا چه مدلي را بر گزينند كه نه وصله بي ايماني به آن بچسبد و نه وصله غرب زده بودن و جزو دارو دسته اي بودن ! عده اي از خانم ها چادر و عده اي مانتو مي پوشند . البته استفاده از چادر مشكلات زيادي دارد كه مي توان به چند نمونه از آنها اشاره كرد . دست و پا گير ، نامناسب براي آب و هواي ايران و رنگ چادر ، چرا رنگ چادر سياه است مگر نه اين است كه رنگ لباس عباسيان است ؟

ايرانيان در گذشته نه چندان دور تنها در مراسم عزا و سوگوري ائمه معصومين و يا فوت بزرگي از بزرگان و رجال از اين رنگ در پوشش استفاده مي كردند و دستور و آئين نامه هايي بر پوشيدن لباس هاي تيره تأكيد دارد معلوم نيست چه كسي پايه اين گفته نامعقول را بنيان نهاده كه وقتي سؤال مي شود اين قانون بر اساس چه دليل منطقي است . كسي نه پاسخي مي گويد و نه صاحب اين نظريه را معرفي مي كنند كه به مردم جواب دهد .

چادر سياه در شب خطر آفرين است به عنوان نمونه در سال 1371 در شام غريبان در يكي از شهرهاي آذربايجان يك كاميون تعدادي از خانم ها را زير گرفت كه منجر به كشته شدن 16 تا 17 نفر از آنان گشت . اين راننده نه مست بود و نه خواب رفته بود . بلكه چشم او عزادارن را كه همگي چادر بر سر داشتند نديده بود . اين مشكل براي تمام خانواده هاي ايراني وجود دارد . چه چادر مشكي و چه مانتو مشكي .

البته بيشتر خانواده ها افراد عادي و معمولي هستند و اينكه چادر مي پوشند يا مانتو ، فرقي برايشان نمي كند و انتخاب يكي از آنها بيشتر بر حس عادت به شمار مي رود . اما در اين ميان بعضي از آنها كه چادر مي پوشند ديگران را قبول ندارند و برعكس . برخي كه مانتو مي پوشند چادر را قبول ندارند از همه بدتر زماني است كه اين مردم براي انجام امور كاري و اداري به سازمان ها و ادارت دولتي و خصوصي رفت و آمد مي كنند زيرا بر حسب ظاهرشان كه چه نوع پوششي دارند با عكس العمل هاي متفاوتي روبرو مي شوند . انسان مي ماند كه بايد چگونه با آنها برخورد كند واقعيت اين است كه پوشش براي بانوان ايراني بايد ضمن اينكه مانع فعاليت ها و زندگي او نباشد داراي زيبايي نيز باشد . اگر در ميان كشورهاي اسلامي نگاهي گذرا داشته باشيم ، كشورهايي كه سعي در پيشرفت تكنولوژي داشته اند مانند مالزي ، اندونزي ، و لبنان بانون ضمن حفظ شئونات اسلامي و زيبايي و رنگ متنوع ، دست و پا گير نمي باشد به طور مثال در لبنان حجاب زنان به شكل هاي مختلفي از جمله پيراهن بلند در رنگ هاي مختلف با روسري ، كت و دامن با روسري يا حتي كت و شلوار گشاد با روسري مي باشد . همچنين در مالزي و كشورهاي جنوب شرقي آسيا حجاب زنان به صورت بلوزي بلند با شلوار و روسري بلند يا بلوز دامن و روسري مي باشد . اين نوع پوشش ها زندگي در پناه شرع را براي بانوان به ارمغان مي آورد .

عوامل جنسيتي :

1- بنا بر سنت هاي خاص اين جامعه كه بر طبق آن زن فقط براي خانه تربيت شده و مرد براي بيرون از خانه ، از ابتدا پسر و دختر از هم متمايز مي شوند و هر يك ارزش خاص مي يابند . اين امر باعث مي شود جامعه اي دوگانه آفريده شود كه در آن زن و مرد بودن با خصايلي بسيار جدا شكل گرفته شود كه نتيجه طبيعي آن دور ماندن از جامعه ، خانه و عرصه هاي اجتماعي خواهد بود و در نهايت به پيدايش دو انسان حاكم و محكوم منجر مي شود .

زنان در طي سالهاي اخير ، شاهد شدت يافتن رفتار و بينش مرد سالار در محيط هاي كاري بوده اند و يقين حاصل كرده اند كه در اين جامعه احراز مسئوليت ها از فنون مطلقه مردان است ، انگيزه و متانت و خوديابي در وجودشان مرده است و فقط براي امرار معاش و استفاده از حقوق بازنشستگي در دوران پيري كار مي كنند و آنها رشد شخصيتي و علمي را در ميدان كار از برنامه خود حذف كرده اند و در نتيجه اعتماد به نفس خود را از دست داده اند و در واقع زنان و مردان بر اين عقيده اند كه بهتر است نان خانه داري كنند بنابراين تحت اين شرايط فرهنگي كه زنان نيز تابع طرز فكر مردسالاري هستند مشاركت خود انگيخته زنان در امور ، دشوار و بلكه محال است .

2- نحوه استخدام ، وقتي كه فرصتهاي برابر شغلي وجود دارد . تنها آن دسته از زناني استخدام مي شوند كه واجد تحصيلات و دانش بالاتر از مردان همكار خود هستند . اين در حالي است كه زنان از ورود به بسياري از رشته هاي دانشگاهي محرومند .

3- ارتقاي مقام مديران : مديران به جاي آنكه مبناي گزينش نيروري انساني را استعدادها ، توانايي ها و لياقت افراد و تجربه و هوشمندي و در يك كلمه شايسته سالاري قرار دهند . اساس كار را بر جنسيت قرار مي دهند و زنان فراتر از حد چارچوب كاري اشان اجازه رشد نمي يابند و اساساً به مجريان صرف امور تبديل شدند . كاهش مأموريت هاي عملي زنان در داخل و خارج كشور طي سال هاي اخير ، بالا بردن دستمزد و پاداش و مزاياي مردان در ازاي كار برابر با زنان از عواملي است كه زنان را نسبت به ادامه كارشان دلسرد مي كند . عامل مهمتر اين كه در مواقع بحران و ركود . اين زنان هستند كه زودتر اخراج مي شوند .

4- وجود برخي قوانين كه بيشتر عرفي هستند تا شرعي آيا زن بايد براي فعاليت هاي اجتماعي از مرد اجازه بگيرد ؟ به گفته فريبا ابطحي مفسر در قرآن نيامده كه زن براي برقراري روابط اجتماعي و انساني خود نياز به اجازه مرد دارد و اين عرف تفسير هاي شخصي افرادي است كه طي ساليان آن را به صورت حكم درآورده اند و دست و پاي قانونمندان را بسته اند .

تبصره يك ماده سه قانون اعزام به خارج از كشور مي گويد : « زنان ليسانس و بالاتر با توجه به ضوابط مندرج در اين قانون تنها در صورتي كه ازدواج كرده باشند و در معيت همسر خويش باشند مي توانند داوطلب اعزام شوند » اين قانون زنان را در درجه اول مجبور به ازدواج و در درجه دوم مجبور به همراهي همسر مي كند .

عوامل آموزشي و تحصيلي :

گرايش بيشتر والدين به ادامه تحصيل پسران در سطوح عالي و ميزان بالاي بي سوادي در زنان نسبت به مردان در ايران . وجود الگوي جنسي در كتب درسي و برنامه هاي آموزشي برداشت هاي سنتي را در اذهان تقويت مي كند و به ذهن دختر بچه ها اينطور القا مي كند تا زنان جوان آينده هم مثل گذشته نيروي خود را دست كم بگيرند و به سوي پذيرش كارهاي كم مهارت ، كم درآمد و با وجهه اجتماعي پايين گرايش پيدا كنند . در كتاب هاي درسي ، زنان فاقد صلاحيت و اعتماد به نفس هستند كه بتوان به اتكاي حضور آنان ، خلاء مشاركت را در جامعه پر كرد . و به مفهوم توسعه همه جانبه دست يافت . در كتب درسي ، 7/89 درصد مشاغل خارج از خانه براي مديران و فقط 3/10 درصد آنان به زنان شاغل و كليه مشاغل داخل خانه هم بر عهده زنان است . در دوران دبيرستان هم تقسيم كار بين زن و مرد در جريان « طرح كاد » مشخص و روشن بود . ممنوعيت تحصيلي در برخي رشته ها ي دانشگاهي كه البته در سال هاي اخير كم شده است . 78 رشته از كل رشته هاي تحصيلي در سال 74 در انحصار مردان قرار داشت و اختصاص درصد كمي به دختران در برخي از رشته هاي تحصيلي ، مخالفت والدين با استقلال اجتماعي دانشجوي دختر و كار كردن او در كنار تحصيل ، دور شدن از خانواده ، تنها زندگي كردن ، كمبود خابگاه مناسب و … از موانع آموزش در سطح عالي از دختران زنان است . آنچه در پي مي آيد نقدي است كه متوسط يكي از خوانندگان مطرح شده است .

حجاب ، مشاركت و فعاليت زنان :

نويسنده مطلب فوق با سيري در تاريخ و پيشينه « حجاب » در تمدن ايران زمين و جايگاه آن در قرآن ، حديث و فتاوي مراجع ، چنين نتيجه مي گيرد كه : پوششي به نام چادر بخصوص چادر سياه در شأن زن نيست . چرا كه اين پوشش و آن رنگ ، حتي مانتوي سياه ، مانع شكوفايي استعداد زنان و فعاليت هاي آنها در عرصه هاي مختلف زندگي است و زنان در طول تاريخ مظلوم واقع شده اند و « مردسالاري » همچنان حرف اول را مي زند و مسئولان نظام نيز علي رغم شعار ها و وعده ها هنوز گره اي از مشكلات جامعه زنان را نگشوده اند »

در حالي كه اگر با ديدي واقع بينانه بنگريم و در قضاوت كردن غرض خاصي را مد نظر نداشته باشيم درخواهيم يافت كه اين گونه كه ادعا شده است چادر مانع شكوفايي استعداد زنان و مانع فعاليت هاي آنها در عرصه هاي مختلف زندگي نشده است . حضور انبوه زنان محجبه در دانشگاه ها و مشاغل كثيره نشان دهنده آن است كه نظام و مسئولان آن تنها به شعار و وعده هاي پوچ اكتفا نكرده بلكه تا جايي كه در توان داشته اند براي شكوفايي استعدادهاي اين قشر عظيم كوشيده اند .

اثبات حجاب از ديدگاه عقل و شرع :

نويسنده محترم موانعي را كه پيرامون مشكلات زنان وجود دارد مورد توجه و بررسي قرار داده است و چادر به خصوص چادر سياه را به عنوان يكي از موانع مورد حمله خود قرار داده است . در ابتدا توجه به يك نكته ضروري است و آن اينكه نويسنده با وجودي كه مقاله خود را به آيات و روايات و فتوا دو آيه يك روايت از ابن عباس و دو فتوا از امام ( ره ) و آيت الله صانعي مستند كرده ، اما منابع مورد نظر را در انتهاي مقاله ذكر نكرده است و حال آنكه از اصول « نگارش و پژوهش » اين است كه منابع و مدارك مورد استفاده را هر چند از منابع مشهور براي عام باشد . ذكر كند تا اولاً مستند معلوم شود و ثانياً اگر خواننده مايل است در اين زمينه اطلاعات بيشتري داشته باشد به آن منابع رجوع كند . نويسنده عوامل تبليغاتي را يكي از موانع مشاركت و پيشرفت زنان شمرده و مي گويد : « طي سال هاي اخير تأثيرات و تبليغات گسترده اي بر نقش غير اقتصادي زنان انجام شده است. » حال سؤال اين است كه اين تبليغات گسترده به چه نحو بوده است ؟ وي هيچ مثالي براي ملموس شدن اين تبليغات بيان نكرده است حال اگر سالهاي اخير را مورد بررسي قرار دهيم وجداناً در مي يابيم كه برخلاف نظر نويسنده نقش زنان در فعاليت هاي فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي بسيار هم افزايش يافته است . براي نمونه مجلس شوراي اسلامي را از نظر بگذارانيم حضور زنان نماينده در طي سالهاي اخير نسبت به اوايل انقلاب و حتي دو سه سال بعد از جنگ ، تا چه اندازه افزايش يافته است ؟

اينگونه اظهارات كه ( تبليغات گسترده بر نقش غير اقتصادي زنان و خودداري مسئولان و مديران از به كار گيري زنان ، باعث شده كه اين قشر به شدت دچار وسواس شده و براي « حضور » آمادگي لازم نداشته باشند ) در حقيقت توهين مستقيمي است به جامعه بانوان شاغل كه در عرصه هاي مختلف ، اعم از پزشكي ، مهندسي ، مديريتي و سياسي مشغول به فعاليت هستند .

نويسنده در قسمت ديگر از مقاله ، حجاب و نوع لباس و پوشش زنان را مطرح مي كند و با سيري در تاريخ گذشته ايران چنين نتيجه مي گيرد كه حجاب را اسلام نياورده بلكه حجاب پيشينه قبل از اسلام دارد .

اينكه حجاب به گذشته هاي كهن باز مي گردد قابل قبول چرا كه به گواهي تاريخ ، هنگامي كه شاهدخت ها و زنان ايراني را به نزد خليفه دوم آوردند و دستور دادند تا نقاب از چهره آنان بردارند . تا پول بيشتري براي خريد آنان از سوي مسلمانان داده شود . شاهزادگان ايراني از برهنه كردن صورت خودداري ورزيدند و اجداد خود را لعن كردند .

اگر حجاب پيشينه اي قبل از اسلام داشته و اسلام آن را نياورده ولي آن را هم انكار نكرده و دليلي براي انكار آن از جانب اسلام وجودندارد سواي اينكه ادله بر امضاء و تأييد آن زياد است ثانياً اينكه اسلام آن را نياورده دليل نمي شود كه سنت و رويه بدي بوده است . ثالثاً خليفه دوم دستور داد نقاب از چهره آنان بردارند نه چادر از سرشان و اين خود دليلي است براي اينكه حجاب منشاء ديني هم دارد . رابعاً آنچه از همان لوح ها و كتيبه هاي به جا مانده از دوران هخامنشيان و اشكانيان و … بدست مي آيد . اين است كه لباس ها يكسان نبوده است و بر فرض يكسان هم بوده باشد. با توجه به تفاوت هاي فيزيكي خلقت زن و مرد . اين يكسان بودن مورد پذيرش اسلام نيست و اسلام براي هر يك از زن و مرد پوشش مخصوصي قرار داده است .

نويسنده كه به آيات 30 و 31 سوره مباركه نور براي حد پوشش استدلال مي كند ، چرا به آيه 59 سوره مباركه احزاب كه واژه « جلابيب » در آن به كار رفته است استناد ننموده است ؟ آيه مي فرمايد : اي پيامبر ! به زنان و دختران خود و زنان مومنه بگو كه خويشتن را به چادر فرو پوشند كه اين كار براي اينكه آنها (به حريت و عفت ) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نكشند ، بسيار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است .

« انوار التنزيل »، « الميزان » و « مجمع البيان » به « ملاحف » تفسير شده است و ملاحف جمع «ملحفه » پوشش فراگيري است كه سراسر بدن را مي پوشاند و كارايي چادر را دارد . در كتابهاي لغت قرآني همچون « السان التنزيل » كه در قرن چهار و پنج ه ق نگاشته شده است واژه « جلابيب » به چادر معنا و تفسير شده است .

نويسنده به روايتي از ابن عباس تمسك مي جويد كه مضمون همين روايت در مورد حد پوشش زنان در كتاب « تفسير كافي » سيد ضياء فضل الله راوندي است . در صورت پاسخ مثبت چرا نويسنده آدرس دقيق روايت ابن عباس را بيان نكرده است تا با رجوع به مأخذ و دقت و مطالعه پيرامون « راويان حديث » از جهت علم رجال و حديث . درصد قوت و ضعف آن مشخص شده و سپس به استدلال له يا عليه پرداخته شود ؟ در هر صورت با رجوع به منابع تشيع و تسنن روايات « حجاب » . از جمله اقوال ابن عباس را مي توان پيدا كرد و به حقانيت و وجوب آنها پي برد .

نويسنده كشورهاي عربي را مثلا مي زند كه به علت قرار گرفتن در نواحي گرمسيري از رنگ سفيد استفاده مي كنند و آنگاه آب و هواي ايران و فرهنگ و سنت بومي اين سرزمين را مورد توجه قرار داده و اينگونه بيان مي دارد كه : « زندگي ماشيني كنوني با گسترش شهرها ، لباس ها همسوي با نيازهاي بشري تغيير كرده اما در ايران ، زنان همچنان بر سر دو راهي مانده اند كه چه پوششي داشته باشند تا وصله هاي مختلفي چون بي ايماني و غرب زدگي را به آنها نچسبانند . »

در پاسخ بايد بگوييم . زنان در كشورهاي عربي غالباً از پوشش سياه برخوردارند . نگاهي به جامعه زنان عرب و پوشش آنها كه عبارت است از لباس بلند و گشاد به همراه روسري هاي بلندي كه تمامي سر و گردن آنها را مي پوشاند و چادر يا همان عباي عربي و بعضاً ميان تعداد زيادي از آنها پوشيه است . نوع حجاب آنان را به خوبي نمايان مي كند . البته وجود افرادي كه از عباي رنگ روشن يا سفيد استفاده مي كنند . در كشورهاي عربي ، نمي تواند عموميت فرهنگ آنها را تحت شعاع قرار داده و حكم شود كه همه اينگونه اند . حال جاي پرسش است كه كدام دستور و آئين نامه اي الزام دارد زنان در سطح جامعه از پوشش تيره برخوردار باشند ؟ قانوني كه نويسنده ادعا مي كند بر پوشش تيره بانوان تأكيد دارد. كدام قانون است ؟ چرا نويسنده آن را واضح بيان نكرده است ؟

اولاً استناد اين تصادف به حجاب زنان عزادار قبل تأمل است و نمي تواند موجه باشد ضمن اينكه « تصادف » پديده اي اجتماعي است كه عوامل گوناگوني در پيدايش آن موثر مي باشند . حال « رنگ تيره » چه درصد و سهمي از آن را تشكيل مي دهد قابل بحث است . ثانياً وجود چنين امور و پيش آمدهايي دليل بر منفي بودن حجاب نيست . چنانكه اگر دنيا برعليه انسان به خاطر دين دار بودنش بپا خيزد . دليل بر منفي بودن دين و دين داري نيست . چه رسد كه يك تصادف به شرط صحت وقع و صحت استناد آن به حجاب . به خاطر حجاب و چادر سياه واقع شده باشد . ضمن اينكه اين نكته را از ذهن نويسنده مقاله و تمامي خوانندگان گرامي مي گذرانيم كه لباس هاي رنگي كه نويسنده به آنها اشاره مي كند مصداق « زينت زنان » واقع مي شود كه قرآن در آيات 30 و 31 سوره مباركه نور بيان نموده است . در تفاسيري همچون « الميزان» بيان شده كه جلابيبي كه در صدر اسلام مورد استفاده زنان قرار مي گرفته كه سياه بوده است و كتب لغت همچون « السان التنزيل » و « القاموس المحيط » نيز در قسمت ديگري از نويسنده از نحوه استخدام شكايت مي كند و مي گويد « وقتي كه فرصت هاي برابر شغلي وجود دارد تنها آن دسته از زناني استخدام مي شوند كه واجد تحصيلات و دانش بالاتر از مردان همكار خود هستند » و بعد اضافه مي كند « اين در حالي است كه زنان از ورود به بسياري از رشته هاي دانشگاهي محرومند . »

اين جاي بسي تعجب است كه نويسنده سطح جامعه كنوني را مي بيند و باز اينگونه سخن مي گويد ؟ اين گونه با اطمينان سخن گفتن از عدم ورود زنان به بسياري از رشته هاي دانشگاهي در حالي كه تعداد دختران دانشجو بيش از پسران است و بيشتر رشته ها ، اعم از پزشكي و مهندسي تا هنر و … حضور فعال دختران دانشجو را شاهد هستيم . اين مطلب را به ذهن مي آورد كه نويسنده يا همچنان در گذشته هاي در سير مي كند يا غرض خاصي داشته است كه چشمان خود را به روي واقعيت بسته است و اين در حالي است كه بسياري از مردان و پسران تحصيل كرده جامعه كه شرعاَ و عرفاَ مسئوليت هزينه زندگي را بر دوش دارند فاقد اشتغال هستند.

نويسنده وجود برخي قوانين در مورد زنان را بيشتر عرفي مي داند تا شرعي و به عنوان مثال اين سؤال را مطرح مي كند كه : « آيا زن براي فعاليت هاي اجتماعي از مرد اجازه بگيرد ؟ » و آنگاه براي پاسخ به اين سؤال و اينكه شرعاً چنين دستوري نداريم و از مفسر قرآني با نام « فريبا ابطحي » كمك مي گيرد .

اين جمله كه : « به گفته فريبا ابطحي مفسر قرآن نيامده كه زن براي برقراري روابط اجتماعي و انساني خود نياز به اجازه مرد دارد . » از جهاتي قابل تأمل است اولاً در مباحث در مباحث علمي و و اثباتي مدعي ، بايد از مستنداتي استفاده كرد كه علميت آنها براي عموم اهل علم احراز شده باشد و از اين رو توصيه مي شود كه در منابع علمي به منابع دست اول در رشته مورد نظر مراجعه و استناد داده شود . ثانياً كسي كه ادعايي دارد و مي خواهد آن را به صورت يك نكته علمي ارائه دهد بايد دليل و مستند خود را نيز ارايه دهد نه اينكه تنها به اين اكتفا كند كه چنين چيزي نيامده است ؟

آماري كه نويسنده در انتهاي مقاله . در مورد مشاغل خارج از خانه ارائه ميدهد . بر اساس كدام سند است ؟

كدام كتاب درسي . در كدام رشته و سطح آموزشي چنين مطلبي را بيان مي كند ؟

در اين باب سخن را با سخن نويسنده « خانم مريم وكيلي زاده » باز مي كنيم باشد كه ايشان به سؤال هاي ما پاسخ گويند .

در بررسي اديان گذشته درمي يابيم كه آنها نيز حجاب را به عنوان پوششي براي زنان مطرح مي كردند در سوره مباركه طه آيه 21 و اعراف آيه 22 از مفهوم آيات چنين فهميده مي شود كه از همان آغاز خلقت آدم و همسرش ، حجاب به عنوان پوشش براي مرد و زن مطرح بوده است . اگر عده اي از زنان چادر و عده اي ديگر مانتو را به عنوان پوشش انتخاب كرده اند به اين دليل نيست كه اين بانوان افراد عادي و معمولي بوده اند و برايشان فرقي نمي كند كه چه پوششي داشته باشند ، بلكه انتخاب يكي از اين دو گزينه بستگي به درصد ايمان و باورهاي ديني زنان و البته در كنار آن شرايط محيطي و خانوادگي آنان دارد . براي اينكه به بركات حجاب پي ببريد ودريابيد كه بركات آن بيش از خطرات و مضرات آن مثل تصادف است . نگاهي عميق به جامعه زنان در جهان غرب بيندازيد و با فطرت انساني خود فارغ از فشار هرگونه انديشه و گروهي ، قضاوت كنيد تا دريابيد كه « بي حجابي » چه فساد گسترده اي در تار و پود زندگي اجتماعي فردي آنان ايجاب كرده است . رشد منفي ازدواج . رشد بر شتاب طلاق ، از هم گسيختن خانواده ، شيوع بيماريهاي رواني و جسمي و استفاده ابزاري از زن براي مقاصد سياسي و اقتصادي و حزب ها و شركت ها ، نتيجه ملموس فعاليت هاي سازمان هايي است كه سنگ زن و دفاع از از حقوق وي را به سينه مي زنند . زهي خيال باطل ! نسخه اي كه براي زنان غرب شفا به همراه نداشته هرگز نمي تواند براي زنان مسلمان ايراني پيام آور سعادت و سلامتي باشد .

شما كه مي خواهيد خدمتي به « جامعه زنان » داشته باشيد بايد در تقويت « حجاب » بكوشيد ، چرا كه بي حجابي مساوي با از هم پاشيدگي نظام خانواده و گامي فراتر فروپاشي نظام اجتماعي جامعه و شيوع فساد است .

در حجاب چند گزينه وجود دارد و ما گزينه برتر را انتخاب كرده ايم «حجاب » جنبه پيشگيري و درمان دارد چرا كه نبود آن زمينه ساز بهره برداري نفس اماره و شيطان از وجود ملكوتي و مادي زنان بوده و مانع مهمي در تعالي و كمال خواهد بود براي اينكه كشور از هجوم بيگانگان در امان بماند خدواند برنامه اي در ددو بعد عقل و شرع منظم نموده كه آگاهي و رعايت آن باعث تضمين سلامتي و عزت دنيوي و اخروي است و « حجاب » يكي از همين برنامه ها است .

همانگونه كه نوع رنگ در ايجاد گرسنگي ، سيري ، خشم و آرامش تأثير مستقيم دارد . در شعله ور شدن و فروكش كردن غرايز جنسي نيز دخالت اشكار دارد و اين مطلب يكي از اصول شناخته شده در روانشناسي رنگ ها است .

زني كه رنگ تيره را براي چادر يا مانتوي خود در مقابل ديدگان نامحرم بر مي گزيند نه تنها از ديدگاه عقل و شرع بلكه از ديدگاه علم نيز قابل تحسين است چرا كه او از طغيان غرايز جنسي و تحريك شهواني جلوگيري نموده است .

مهمترين دريچه ورود علم و احساس ، پنجره چشم است و اين ديده ها و مشاهدات است كه عشق و نفرت را در حريم دل جاي مي دهند زن مسلمان و مومن با اين آگاهي مقوله و نوع نگريستن و عوامل حرك و مشوق نگاه را مورد بررسي قرار داده و در انتخاب حجاب « گزينه برتر » را انتخاب مي كند ضمن اينكه اسلام در مورد رنگهاي شاد و مهيج هم دستوراتي دارد . پوشيدن لباس تميز و شاد و معطر نمودن خود براي همه و در هنگام مناجات با خدا از جمله اين دستورات است .

اگرواقعاَ مي خواهيد به فلسفه حجاب ، علت اختصاص آن به زنان ، معني آن و مصلحتش اثر متقابل حجاب و بهداشت و سلامتي محيط جامعه و كانون خانوادگي حجاب و فعاليت و علت شيوع فساد در غرب و ديگر سؤالات خود در اين زمينه پي ببريد به منابعي كه در انتها ذكر خواهيم كرد مراجعه كرده و آنگاه با فطرت و نگرش پاك انساني خود زبان قلم را به تلاش فرهنگي دعوت كنيد .

مسئله پوشش زنان :

دكتر محسن كديور در مراسم دعاي كميل در دهه اول محرم، طي سخنان مبسوطي پيرامون مسأله پوشش در اسلام گفت: حكم پوشش در اسلام از ابعاد عملي و فقهي برخوردار است كه در شيعه و سني تحت 2 باب عملي و فقهي مورد بحث قرار گرفته است. اول پوشش در نماز و دوم پوشش در اجتماع. بسياري از فقهاء معتقدند بين اين دو هيچ تلازمي نيست و نمي توان اين دو را با هم قياس كرد. دو مسأله كاملاً متفاوت است. سيد يزدي در عروه الوثقي كه از كتب معتبر عربي است و مرحوم نائيني در تغييرات صلاه به اين موضوع اشاره كرده اند هرچند كه در ساتر نمازي اختلاف نظر است. پس دو باب مختلف فقهي است كه هم در باب مردان و هم در باب زنان مطرح است. منظور اين است كه حتماً آنچه زنان و مردان در باره پوشش در اجتماع رعايت مي كنند حتماً و عيناً در نماز هم بايد رعايت كنند. البته بسياري از فقهاء معتقدند در نماز زنان چه محرم باشد يا نباشد همه بدن به جز 3 نقطه را بپوشانند. وجه و كفين و رويه كف پا. هرچند از ابن جنيد نقل شده است كه زن مي تواند مانند زنان غيرآزاد بدون روسري نماز بخواند. و سر و گردنش باز باشد. او مخالف اجماع است و در مسائل فقهي با ديگران اختلاف دارد. ايشان با اين كه شيعه بوده اما قائل به قياس است. همچون ابوحنيفه كه قائل به قياس بوده است. علامه حلي مي گويد چون مبناي او مشخص است قول او ضربه اي به اجماع نمي زند. ابن جنيد معتقد است نظر ائمه قول و نظر است البته علماي ديگر در اين باره توقف كرده اند.

ابن براج در عدم وجوب پوشش سر در نماز و صاحب مدارك و مرحوم مجلسي در اين

باره اظهار نظر كرده اند.

صاحب مدارك معتقد است: قول صريحي براي پوشش سر در نماز نيست. و مرحوم مجلسي هم مي گويد: مسأله مو در نماز چندان مورد اتفاق فقهاء قرار ندارد.

اما سؤال ديگر اين است كه پوشش زنان نسبت به نامحرم چه حكمي دارد؟ ابتدا بايد گفت حكم پوشش زنان نسبي است و بستگي دارد به اين كه در چه سني هستند چرا كه دختران غيربالغ و بيوه زناني كه از سن ازدواج گذشته اند بر آنها حكم پوشش واجب نيست.

دوم آنكه نسبت به شوهر هيچ حريمي وجود ندارد و سوم آنكه حكم پوشش نسبت به محارم و حدود آن است. البته در اين باره هم قول هاي مختلفي وجود دارد.

قول اول: پوشش تمام بدن حتي صورت.

قول دوم: پوشش بدن به جز وجه و كفين كه اجماع وجود دارد و هيچ فقيه مسلماني معتقد نيست كه زنان مؤمن مي توانند نسبت به نامحرم بي حجاب باشند. در قرآن كريم هم 5-6 آيه وجود دارد و به نظر مي رسد مسأله از مسلمات ديني است. آيه 31 سوره نور مي فرمايد: «آشكار نكنند زينت خود را جز آنچه در ظاهر است از اين زينت».

اما اين زينت آشكار چيست؟

روايات معتبر داريم كه فرمودند زينت آشكار صورت و دو دست است كه مي توان آشكار كرد. يعني صورت و دست زينت است اما مي توانيد آن را ظاهر كنيد.

روسري هاي خود را به گريبان بزنيد. اما آيه 60 سوره نور هم مي فرمايد: زنان بيوه كه اميدي به ازدواج ندارند لباس به پايين نهند در حالي كه خودآرايي و زينت نكرده باشند. البته منظور زنان يائسه نيست چه بسا زني در 45 سالگي يائسه شود. منظور زماني است كه به ازدواج آنها اميدي نيست. آيه 59 سوره احزاب نيز مي فرمايد: پيامبر به زنان و دختران مؤمن بگو كه نزديك كنند به خود جلباب هايشان را. (كه جلباب لباس هاي گشاد و روسري هاي بلند بوده است.) چرا كه بر آنها بهتر است تا آزار نبينند.البته در آن زمان بين پوشش زنان كنيز و آزاد تفاوت بوده است در مسأله حجاب، چرا كه مي فرمايد: اگر مستوره باشيد بهتر است تا شناخته شويد به عفت و نجابت.

آيه 53 سوره نور هم تنها آيه اي است كه حجاب در آن به معناي پرده نشيني بكار رفته است و بهتر است ما از كلمه حجاب براي پوشش استفاده نكنيم. سوره اعراف آيه 26 و 27 هم مي فرمايد: اي بني آدم ما بر شما لباس فرو فرستاديم تا زشتي هاي بدن شما را بپوشاند لباسي كه باعث زينت است. البته مي توان به حجاب بعنوان شعائر اسلامي نگريست. شعائري كه نشانه مسلمان بودن است.

دكتر كديور در ادامه مباحث خود اين سؤال را مطرح كرد كه افرادي كه مي خواهند اجبار به پوشش كنند از چه مستنداتي استفاده مي كنند.

وي ضمن تقبيح هر عمل اجباري چه براي كشف حجاب و يا استفاده از حجاب كه اثر عكس بر جامعه دارد و موجب موضع گيري انسان بر اعمال اجباري مي شود گفت: يك فتوايي وجود دارد كه فقره اي در باره ترك واجبات يا محرمات دارند كه حاكم مي تواند آنها را تعزيز كند و اين حكم جواز برخورد با افرادي است كه حجاب را رعايت نمي كنند.

آنها مي گويند حاكم حق تعزير افرادي را دارد كه واجبي را ترك و يا حرامي را انجام مي دهد و قانون را بر اين اساس شكل مي دهند. مستند اين حكم برمي گردد به نظر فقيه نسبت به ولايت فقيه و بخصوص ولايت مطلقه فقيه. ولي مطلق حق مجازات تعزيري دارد. اما كساني كه به ولايت فقيه معتقد نيستند مي گويند در صورتي مي توانيم اين كار را بكنيم كه نص شرعي داشته باشيم. آيت الله خوانساري مقدار مجازات را در دست قاضي يا حاكم شرع مي داند و مسأله در اين باره مبنايي است.

البته پوشش مثل نماز است يعني يك تكليف است اما اگر كسي نماز نخواند نمي توان او را به كلانتري برد و او را مجازات كرد. بين معصيت و جرم تفاوت وجود دارد. هر معصيتي جرم نيست و خداوند تبارك و تعالي هم بر هر معصيتي در اين دنيا حدي تعيين نكرده است. پوشش واجب است. ترك آن هم حرام است، اما جرم نيست و مجازات دنيوي بر آن قرار نمي گيرد.

البته سؤال اين است كه آيا پوشش يك امر خصوصي است يا عمومي. در خارج از كشور نماي خانه ها يك امر عمومي است چون هويت شهر را شكل مي دهند. در مورد حداقل پوشش هم در آنجا و در كشورهاي مختلف اختلاف است. در بعضي كشورها نمي توان لخت مادرزاد در شهر گردش كرد. چون بر اجتماع تأثير مي گذارد. بخصوص در كشورهايي كه پوشش يك مسأله فرهنگي است و من نمي توانم به طور مطلق بگويم اين موضوع صد درصد عمومي است يا خصوصي.

اما بايد بحث كرد كه حجاب يا عدم حجاب اجباري براي كشورها مفيد است و نتيجه مطلوب را مي دهد يا خارج. اجبار به ترك حجاب در فرانسه و يا در تركيه اثر عكس گذاشته است. امروز اجبار در خانواده هاي متشرع هم نتيجه لازم را نمي دهد.

حجاب و زنان :

«جرجي زيدان» مي نويسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانيدن تن و بدن است، اين وضع پيش از اسلام و حتي پيش از ظهور ديانت مسيح معمول بوده و ديانت مسيح هم تغييري در آن نداده و تا اواخر قرون وسطي، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقي مانده است». در آيين بودا، مردان موي سر را تراشيده و سيک ها در هندوستان موهاي خود را لابلاي شالي پنهان و به دورسر مي پيچند.

پوشاندن موي سر از دير باز در همه دين ها رواج داشته و زن و مرد کم و بيش از آن پيروي مي کنند. در آيين يهود، مردان با کلاهک کوچک سياه رنگي موي را مي پوشانند و در باب 14 از سفر پيدايش چنين مي خوانيم:«چون «ريوقا »(زن آينده او)از آمدن اسحاق به وسيله غلام خود آگاهي يافت، برقع(روبند) بر گرفته خودرا بپوشاندي» بدين روي، زنان هم موي وروي از مرد بيگانه پنهان مي کردند. در ميان روميان و يونانيان باستان، زنان بايستي با لباسهاي بلند و موي پوشيده در روسري در اجتماع ديده مي شدند. در شاخه کاتوليک مسيحيت، زنان دير نشين در لباسهاي روحانيت، با موي پوشيده و روي بدون آرايش، به کارهاي مذهبي و اجتماعي مي پردازند. به عقيده «پولس»، حواري معروف عيسي مسيح(St.Paul ): « نقاب شرف زن است. پس اگر گيسو فرو گذارد اين مايه بزرگواري اوست»

«جرجي زيدان» مي نويسد:«اگر مقصود از حجاب، پوشانيدن تن و بدن است، اين وضع پيش از اسلام و حتي پيش از ظهور ديانت مسيح معمول بوده و ديانت مسيح هم تغييري در آن نداده و تا اواخر قرون وسطي، در اروپا معمول بوده و آثار آن هنوز در خود اروپا باقي مانده است». در آيين بودا، مردان موي سر را تراشيده و سيک ها در هندوستان موهاي خود را لابلاي شالي پنهان و به دورسر مي پيچند.در اسلام، مردها دستار به سر مي بندندو زنها موي سر را بايستي از مردان(غير از پدر، برادر، شوهر، عمو ودائي و فرزندزادگان مرد آنان) بپوشانند.

اسلام از مومنان خواست:«به مردان با ايمان بگو ديدگان از نظر بازي فرو گذارندو عفت خود را حفظ کنند. اين کار براي پاک ماندن آنها بهتر است.به زنان مومن بگو ديدگانشان را فرو گذارند و عفت خود را حفظ کنندو زينت خودرا آشکار نکنند، مگر آنچه ظاهر است و روسري هاي خود را بر گريبان هايشان بياندازند…» سوره نور 30-31

حجاب آنچنان که در آيات قرآن در سوره هاي مختلف آمده، سدي براي فعاليت اجتماعي زنان و يا پيشرفت علمي و يادگيري و آموختن دانش براي آنها نبوده است. در نخستين دوران گسترش اسلام و زندگي پيامبر، زنان با مردان در ميدان هاي جنگ دوشادوش شراکت داشتند، با هم به نمازهاي دسته جمعي و مسجد ميرفتند. در ميان آنان زنان شاعر، دانشمند، پزشک و بازرگان ديده شده است.

پس از پيامبر، سپري شدن دوران خلفاي راشدين(چهار خليفه جانشين پيامبر) زندگي اجتماعي و آزادي زنان به صورتي چشم گير بر پايه چند انگيزه رنگ ديگري گرفت.

اعراب با آشنا شدن به فرهنگ ايراني و رومي، از زندگي ساده دوران پيامبر روي گردان و به زندگي اشرافي و درباري (به ويژه در دوران خلافت عثمان) آشنا شدند. هرچه بيشتر به زندگي تجملي خو گرفتند، از ارزش زن کاسته شد، زيرا توانائي مالي، اجازه چند همسري به آنها داد و زن برايشان موجودي بي ارزش و وسيله خوش گذراني بود.
2) با جنگهاي پياپي، ثروت و غنيمت همراه با کنيزان و اسيران به چنگ آوردند و مردان به همخوابه هاي گوناگون دسترسي پيدا کردند. مردان با کنيزان واسيران نرد عشق مي باختندو زنها را رها کرده و آنگونه که بايد مهر ومحبتي به آنها نمي شد. بازده اين پديده شوم، بي اعتمادي زنان به مردان شد و همبستگي و باور زن و مرد نسبت به هم در خانواده، جاي خودرا به بدگماني و نا باوري داد.

چون ساختار اجتماعي بر پايه مرد سالاري بود، مرداختيارات بيشتري داشت وپي آمد اين رويداد فشار هرچه بيشتر مرد به زن و تنگ کردن دامنه آزادي اجتماعي او شد. زن را هرچه بيشتر خانه نشين کردند و اين را نشانه از برتري و قدرت براي خود به حساب آوردند. گرچه اين ستمگري نسبت به زنان با دستورات قرآن مخالف بوده، اما توجهي به آن نمي شد.در سوره رم آيه 30 ميخوانيم: «از آيات الهي يکي اينکه براي شما از نوع خودتان جفت آفريد تا به وسيله آنان آسايش يابيد و خداوند ميان شما و آنان دوستي و مهرباني برقرار ساخت» و يا در سوره نسا، آيه 23 چنين گفته شده:« همانطور که شما حق بر زنان داريد، آنها هم حقوقي دارند که بايد به نيکوئي ادا شود». ولي مردان جز خودکامگي و نافرماني از قوانين مذهبي چيزي نخواستندو به ستمگري و بدرفتاري و بي توجهي به حقوق زن ادامه دادند.
بهر روي حجاب در بين اشراف رواج بيشتري داشت. زنان طبقات کارگر در کشورهاي مسلمان که پايه اقتصاد کشاورزي داشتند، بدون چادر در کشتزارها و چراگاهها مشغول به کار بودند. در ايران تا به امروز در کشتزارهاي برنج و چايکاريهاي شمال،چراگاه هاي غرب و در کارخانه هاي ريسندگي و قاليبافي ها شاهد اين پديده هستيم. دختران و زنهاي زحمتکش بدون پوشش در چادر سياه، در اين بخشها براي گسترش نيروي اقتصادي کشور به کار مي پردازند.پوشش چادر سياه رنگ براي زنان تا چندي پيش متداول نبوده و زنها از چادرهاي زيباي رنگين استفاده مي کردند. «راوندي» در اين راستا مي نويسد:
«تا در حدود 1880 م (1298 هـ) چادر هاي زنان رنگارنگ و بسيار زيبا بود. در اين وقت، سياحان و جهانگردان فرنگي که به اسلامبول مي آمدند، از زنان مسلماني که در قبرستانها ايستاده بودند عکسبرداري مي کردند. اين امر، و انتشار رمان«پيرلوتي» به نام Aziadee (آزاده خانم) که داستان معاشقات يک نفر فرنگي با زوجه يک افندي مسلمان است، موجب نارضائي سلطان عبدالحميدخان شد و فرمود که منبعد خانم ها چادر هاي سياه بپوشند و پيچه بزنند، و اين عادت کم کم به ساير بلاد از جمله تبريز و تهران سرايت کرد، و بعدها(در عهدآتاترک) کشف حجاب نيز از 1924 م( 1343 هـ) به بعد در اسلامبول معمول شد و بعد به تهران راه يافت».

بدين روي، پرده پوشي سختي که در ميان خانواده ها در کشورهاي مسلمان ديده مي شود.



سوالات متداول

آخرین اطلاعات درباره زنان چیست؟

جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به زنان در این گزارش ارائه شده است.

چرا gl/l (1396) اهمیت دارد؟

این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.

مهم‌ترین نکات درباره براي چیست؟

جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره براي در متن مقاله بررسی شده است.

برچسب: نویسنده: هستی موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 15:30

صفحه بندی